تبليغاتX
ساعت بدون عقربه ...

دوست دارم تلخ حرف بزنم !!!

چون تو زندگیم زیاد دیدم روزهای بد

شنیدنش مثل حس شیرجه زدنه تو آب سرد

دارم بی احساس میشم ! واسه من کوتاهه درد ...

بعضی وقتا نمیدونم به کجا برگردم زندگی مثل یه پژواک شده

وقتی همه چی تموم میشه درست جایی هستم که شروع کردم !

 

پ ن : دارم از زمان رد میشم انقلاب باور هارو پیش رو دارم باید محکمشون کنم

 

+
Author : Bahador
Date : دوشنبه یازدهم آبان 1388
Time : 1:49

          

وقتی قطره ای اشک از چشم مادر چکید دوپای بسته از روی صخره پرید ...

چکاوک بی صدا در خون خود دمید چشمان مرد پیر یکباره از این دنیا برید..

وقتی نقاش نقش مرگ رو کشید جلاد طناب دار رو کشید . 

دل من طعم تلخ درد رو چشید باد سردی به صحرای خشک تنم وزید!

میگن عشق درد داره ولی تا چه حد داره جسمم پاره میشم از بار غم

چرا داستان من بازم داره پایان تلخ !!!

اگه این دنیا جنگله من تو باتلاقشم !

ولی تا اینکه تورو میبینم ....

بی تو تنهایم با تو کل دنیا رو دارم من شادم !

میگن عشق درد داره واسه من دردشم شیرینه چون بد عاشقم .

پ ن : نمیدونم چرا اینو نوشتم

ولی شاید این صدای چکاوک بود که تو نوشته هام

فریاد میزد !

+
Author : Bahador
Date : چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
Time : 15:35


منو چون قطره ای در آغوش گرفته ..

در من نفسی برای زندگی نیست  بی جانم بی آنکه خود بخواهم زنده ام 

در باور ها در هستی در نیستی در جایی به دور از زمان 

در حقیقتی که خیال نام دارد  آن حقیقت منم هستم 

شاید نفسی نباشد شاید تیک تاکی در کار نباشد ولی من هستم 

اینجام که بگم نفس نیبست اینجام که ثابت کنم که از بند نفس کشیدن رهایم

آزادم همانند قطره در آغوش !
آغوشه پری زیبا حتی برای لحظه ای کوتاه ...

در دام بندی گرفتارم به نام رهایی 

رهایی که خود اثیره نفسیست ...

پ ن : 

شاید باور ها خیال نباشند !

حقیقتی پنهان است که نیاز به آشکار شدن ندارد 

واقعیت همین ...

واقعیت .

+
Author : Bahador
Date : جمعه دهم مهر 1388
Time : 22:24

چقدر امشب هوا سرده !

داره بارون میاد قطره ها رو شیشه ی اتاقم نشسته

نوری تو ی اون قطره ها تلو تلو میخوره

انگار بازیش گرفته نفس کشیدنمو میگم

مثل تیک تاک یه ساعت بدون عقربه نفس میکشم

اصلا نفس نمیکشم سردمه !

وجودم سرده سرد شدم ولی یخ نبستم

رودی در من جریان پیدا کرده در من چشمه ای نیست

فقط قلبیست که از آن آگاه نیستم

دریای مردنم همان چشمه ی من است

دوری ُ جدایی ُ باور من نیست

فاصله ها نمیتونن حد و کامل کنن

کم آوردم تو توصیف احساساتم امشب کم آوردم !

باورم نمیشه !

 

 

پ ن :

امشب ستاره ها یه رنگ دیگه ان نور ماه شده خورشیده شب من

هر کدوم از قطره های بارون دارن برام از ماه ی میگن که انتظارش در من زندست

منتظرم !

منتظره روزی که قطره های بارون خوده ماه رو از آسمون برام بیارن !

ماه شب من....

+
Author : Bahador
Date : پنجشنبه دوم مهر 1388
Time : 22:17

      

یه زخم کهنه مونده توی دلم


دوران کودکی منم گذشت با طاب سرسره حالا یه جونم که سانسور شده

من حرف دارم گوشاتونو بدین به من


از این دردو دل کجاشو به شما بگم


من پرم از تحریف و باور های غلط ...


دلم میخواد قلمم راه بره بنویسه از روزگار و مشکلاتی که کم به من بوسه نزد


روزگارو من سیر دیدم !!!


حق بده بزار گله کنم شاید هم تونستم خالی کنم دل تورو هم


دلم پرم از افکار نسل قدیمه


اگه شکسته ولی بازم وصله زدیمش


این غمنامه نیست یه ضربه طلبه دیگه هرکسی معنی چراغ زرد و بلده !

باید تا حالا فهمیده باشی آخه خیرسرت عاقلی

چشاتو باز کن و تو هم بشو واقع بین


من که گهگدار نماز صبح و میخونم


تنها فرقم اینه که مثل تو جای مهر نیست رو پیشونیم


من مرد عملا نه پیک سواره اما تو چی یه نقشی که غیر محاله

الآن شیشتیغه کردم قشنگه نه تو که ریش میزاری ماهی مزنه چند؟


بگذریم ما توبه ی نسل قدیمیم مردان قرن من چه وصفه عجیبی !!!

هنوز پی ثواب و دنبال اهل یتیمی ...

 یا که ...!

+
Author : Bahador
Date : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388
Time : 14:18

سلام سیزده شهریور هم رفت !!!

صدای رفتنش میاد آرومو بی صدا فقط میشه حسش کرد

می خوام بگم همش به دلم میگم ایندفه دیگه از تو میگم

آره ایندفه میخوام از تو بگم

کاش اونقدر بی انتها بودم که توی یک نگاه جا میشدم

ولی انگار قراره مثل درخت ایستاده بمیرم...

خودم نمیدونم چی میگم شاید دیگه حرف دل خودمو هم نمیفهمم

هی نمیدونم چرا الان یه آهی کشیدم نمیتونم وصفش کنم

مگه آدما میتونن صدای قلبشونو وصف کنن

دارم رد میشم ُ تنهام ُ صدا ها نزدیکه

دیگه صدا ها هم مال من نیست

حتی زمین هم بهم میگه من برای آدم های تنها جایی ندارم

بهتره برم انگار دارم پست و خراب میکنم

اسیر نگاهم ! نگاه دلم

کی تا حالا نگاه دلشو دیده؟؟؟

+
Author : Bahador
Date : جمعه سیزدهم شهریور 1388
Time : 9:33

نمی دونم چطوری آغاز کنم این فقط پایانی بعد پایانه و باز همیشه تنهای تنهاست

تو هم مثل مردم گوش کن تو هم مثل مردم...!

ازم احساس فرسنگ ها  فاصله داری چه حاصل کاری ؟

همونی که باعث میشه منو بجویی تف کنی بیرون

انگار همین دیروز صبح بود که کسی یادم نمی افتاد ولی الان همه دوره منن انگار که من فوق العاده ام

کاغذ ها پر میشن از روی عادت تا منو بکنن فرمانروای این روزگار تا شب

میدونی یه روز نو مثل یه کاغذ سفیده مهم اینه که تو چطوری خط بزنیش تا شب

میتونی بگی که باید  تو دلها جاشم

ولی باید جا خالی کنی برای مردم که تو دلت جا شن

اون وقت یه قهرمانی قهرمانی که خوابیده زیر گرد زمان جایی دورتر از الان

به انتظار روزی که مقبره ها بسازن سر خاکش

همه بکنن یادشو اشعارشو ستایش

اما این ها به من آرامش نمیده تا از کمرم بازش کنم  کاغذ

ولی نه دوست دارم طرفدارامو بکشونم به جای خطر ناکش

واقعیت شاید یه زره تلخ باشه پس ازت خواهش می کنم

قند و تو دلت آب کنی

خیلی زود روز های سخت میره و تموم میشه این عذاب

جایی خیلی دورتر از الان

شاید فقط شاید و همین و تمام.

------------------------------------------------

از من نخواین که بیام پایین من اینجام از این جا نمیرم جایی چون بالام

هستم کنار ابرا ....

بالاتر از اونم که بخوام بشم نگران فردا.


پ ن :سلام ...!

این وب تا ۱۳ شهریور آپ نمیشه ممنون از همه ی شما که به من سر میزنین من دارم میرم ولی وقتی برگشتم به همه ی شما سر میزنم دارم خودمو قرنطینه میکنم!!!

+
Author : Bahador
Date : شنبه سی و یکم مرداد 1388
Time : 8:56

            

سوختیم با قلبو قاب قدیم

به دست قهرمان این زمین... آزادی ز ره رسید و قوم بردگی به سر رسید

من میگم فساد اداری ما داریم ---- اونا میگن رئیس انتخاباتی داریم

من میگم جاسوس اطلاعاتی داریم -- اونا میگن مشکلات اختلاتی داریم

من میگم نقص پیشرفت فرهنگی داریم -- اونا میگن منحرف کرواتی داریم

من میگم معتاد تریاکی ما داریم --- اونا میگن کانونای اخلاقی رو داریم

من میگم گشنه های قرو قاطی داریم -- اونا میگن خرمای صادراتی ما داریم

من میگم ایران زندونه انفرادی داریم -- اونا میگن آزادی ودموکراسی داریم

من میگم فقرو زنای فحشارو داریم --- اونا میگن یه کم بی حجابی رو ما داریم

دارم آتیش می گیرم دارم آتیش میگیرم

از اونا کاملا تابید فریاد نا امید به جز خود شیطان کسی صدا شونو نشنید

درسته که ما ها از هم دوریم ولی یک روز ما جممیم

چون وقتی ما باهمیم

حتی از دیوار چین هم قوی تریم حتی از سرعت باد هم ما سریع تریم

حتی از سرعت باد هم ما سریع تریم

 

+
Author : Bahador
Date : یکشنبه هجدهم مرداد 1388
Time : 16:53

 

آماده ای که تو هم منو ترک کنی یا میخوای بشنوی تا درد منو درک کنی

می خوام تو دلم این بار سنگین نمونه این اشک منه که باعث رنگین کمونه

دلم بهم میگه این ناله ها کافی نیست یه ریز غرق خوابم

 واسم یه لیوان کافی میکس بریز

که بیدار بمونم و ببینم من با چه واژه ای میتونم بهتر بیان کنم عمق این تراژدی

گله دارم ، من از خدا گله دارم که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم

دیگه پر شده از ناله ها دله زارم که چرا خوبی های دنیا واسم نصفه کارست

وقتی غرق میشم زیر سیل کارم وقتی نمیتونم بدست بیارم دل یارم

وقتی شونه ای ندارم که روش سر بزارم میگم گله دارم، گله از این دل زارم

میگن کفر نگو تو هم شکر کنش باز ولی وقتی شب رفته و صبح شده باز

از شانس بده ما این جاده تنگ شده آره

 وقتی دست به طلا هم میزنم سنگ شده آره

جای اینکه خدا واسه مشکلم پا پیش بذاره

 کاری کرده صبح وشب رو سرم اتیش بباره

خیلی ها شعار میدادن که منو درکم میکنن

 ولی وقته سختی دیدم که چطور ترکم میکنن

دنیا کاری کرده که تو چشمام هر شب اشکه

ولی نمیبازم ، مگه اینکه دنیا از رو نعشم رد شه

+
Author : Bahador
Date : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
Time : 15:48

سلام دوستان....

این یک پست نیست!!!!

من سیاسی نمینویسم من حرف های دلم رو روکاغذ میارم باشه اینبار من از خودم میگم از شما میگم من مینویسم شما بخونین اگه ناراحتتون کردم شرمنده شاید واقعا زیاده روی کرده باشم

ولی اینو بگم من از کسی دفاع نمیکنم همه ی اونایی که در حال حاضر تو سیاست دست دارن حتی استخوان اونا نجسه....! دارم قالب وبمو عوض میکنم تحولی شگرف در راه دارم.

+ Author : Bahador
Date : شنبه دهم مرداد 1388
Time : 13:24